تبليغاتX
(تعطیل شد)
(تعطیل شد)

یک عمر خاطره

دیریست غریبه ای مرا می پاید

عاشق شده بر دو چشم مستم شاید

امروز دلم حقیقتی را فهمید

دیوانه ز دیوانه خوشش آید

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                             عاشق یلدا



نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 و ساعت 11:53

|+|

http://eshghemanyalda.blogfa.com

 

                      

         !!! هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد به عشق تو !!!

 

     

           

 

 

عاشق محمد



نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ شنبه بیست و پنجم شهریور 1385 و ساعت 21:16

|+|

http://eshghemanyalda.blogfa.com

عشق

 

 

                       

 

                      

 

عاشق محمد



نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 و ساعت 2:23

|+|

http://eshghemanyalda.blogfa.com

عشق چیه ...


   

     یه احساس که وقتی اومد و نشست تو قلب کوچیکت همه چیز تغییر می کنه ،

     دنیا واست عوض میشه ، همه چیز یه رنگ و بوی دیگه می گیره ، همه چیز یه

     مزه دیگه پیدا می کنه  راستیعشق چه مزه ای داره ؟ شیرین ، ترش ، شور ،تلخ 

     تند اگه میگی شیرینه باید مواظب باشی که این شیرینی یه وقت دلتو نزنه . اگه

     تلخه پس باید

     هوای دلتو داشته باشی که نشکنه . اگه تنده باید مواظب باشی که دلتو

     نسوزونه .به نظر من عشق باید مثل یه رودخونه باشه ، آروم و  زلال ولی همیشه

     در جریان . عشقی رو که  فقط برای خودت بخوای به درد نمی خوره ، مثل آبی

     میمونه که توی گودال جمع شده و بعد از یه  مدتی بوی بد می گیره


    عشق باید مثل همون رودخونه ای باشه که تو مسیری که میره همه رو با عشق

    خودش سیراب میکنه  تا به مقصد نهاییش که دریا باشه برسه و وقتی رفت و

    رسید اون موقعست که کامل شده

    پس بیا مواظب باشیم پا روی قلب کسی نزاریم  چون توی اون قلب کوچیکش یه

    عشق بزرگی زندگی میکنه

 

 

                      عشق

 

عاشق محمد



نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 و ساعت 23:5

|+|

http://eshghemanyalda.blogfa.com

باور کن ............

 

منتظرت خواهم ماند

نگاه مرا باور كن


دستان مرا باور كن


احساس مرا باور كن


قلب مرا باور كن


حرف مرا باور كن

آري

اظطراب در نگاه من از شور عشق توست


لرزش دستانم از انتظار ديدار توست


احساس گرمم از حرارت نگاه توست


تپش قلبم از به ياد آوردن خاطرات توست....

و حرف من اين است :


" آري....هنوز هم دوستت دارم...."

عاشق یلدا

 



نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 و ساعت 11:39

|+|

http://eshghemanyalda.blogfa.com

دیشب...

 

ديشب شب روياي تـو بود و تـو نبودي

               در گوش من آواي تو بود و تو نبودي

دل زيـر لـب آهسته تـمـناي تـو مي کرد 

              در حسرت ايـماي تو بـود و تو نبودي 

نــقـاشي دريـا کـه کــشيـدم تـک وتنـها

               مـحـتـاج تـماشـاي تـو بـود و تـو نبودی

صد قافيه زد دل بـه هـواي سـر کـويت

               دل وسعت دريـاي تو بـود و تو نبودي

ديشب که گل از آيينه ي ماه گل انداخت

درفکر تمنای تو بود و تونبودی

عاشق یلدا



نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 و ساعت 11:25

|+|

http://eshghemanyalda.blogfa.com

آدم یه وقتی...

 


                                                                                                           عاشق یلدا



نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 و ساعت 11:12

|+|

http://eshghemanyalda.blogfa.com

دوست دارم..........

        I Love You yalda   

 

     عاشق يلدا



نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 و ساعت 17:42

|+|

http://eshghemanyalda.blogfa.com

اگر مي توانستيم...!!!

 

 آسمان آبي بود. اگر مي توانستيم آسمان را تسخير كنيم‌‌؛ شب و روز مال ما بود. اگر

مي توانستيم باور كنيم؛ عشق مال ما بود. اگر مي توانستيم صادق باشيم ؛ قلبي

نمي شكست.اگر مي توانستيم رود باشيم؛جاودان مي مانديم و ديگر كسي نمي

توانست  بر روي قلبمان خط بكشد. اگر مي توانستيم خورشيد باشيم؛ دنيا از گرماي

احساس ما مي سوخت. اگر مي توانستيم با هم باشيم  ِ ديگر كسي از شب و 

تاريكي نمي ترسيد. اگر مي توانستيم رنگين كمان باشيم؛ براي آمدنمان باران را

بهانه نمي كرديم. اگر مي توانستيم عاشق باشيم صداي فريادمان سكوت هاي

تكراري را مي شكست.  اگر مي توانستيم مهر باشيم؛ قادر بوديم از وراي محبت

سخن بگوييم و پاييز و بهار را آشتي دهيم.. اگر مي توانستيم آبي ترين حس باشيم؛

زندگي خط قرمزي بود كه بر روي قلبمان حركت مي كرد و اگر   مي توانستيم آبي 

ترين شعر باشيم ؛ شاعر مهرباني ها چشمه اي بود كه از قلب بي رياي گل ها جان

مي گرفت.


 آري... ما مي توانستيم نگاه را با احساس پيوند دهيم و ماه را افسون كنيم. مي

توانستيم باران شويم وبا شوق بر روي گونه ي گل هاي سرخ بباريم. مي توانستيم

خورشيد شويم و شب هنگام از چشمان پر مهر صحرا بتابيم. اما اگر مي توانستيم كه

خودمان باشيم ؛ ديگر كسي نمي توانست دورمان خط قرمزي بكشد و ما را وادار به

سوختن كند.



نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 13:9

|+|

http://eshghemanyalda.blogfa.com

 

 «چه حقي داشتي كه يكي يك دونم شدي؟ »

 

  عاشقم من

  عاشقي كه جز شانه هاي تو تكيه گاهي ندارد

  عاشقي كه جز چشمان تو خورشيدي ندارد

  من آن عاشقي هستم كه سكوتش آسمان را به خشم مي آورد؛

  و نگاه خيره اش غربتي دارد كه در بي نهايت شب ماه را به گريه وا مي دارد.

 

  چشمانش درياي اندوه است.

  چشماني كه روزي مملو از ستارگان محبت بودند.

 

  تو بودي و سكوت و نگاه خيره ي من

  حال تو رفته اي و صداي گريه ام سكوت هاي تكراري را مي شكند

  تو رفته اي و من حسرت مي خورم كه چرا آسمان را براي گرفتنت سرزنش نكردم!

  تو رفته اي و من به اين مي انديشم كه گناه من چه بود كه تمام هستي ام نابود شد.

  تو رفته اي و يك عاشق غريبه به دنبالت مي گردد

  و به اين فكر است كه چرا نا گفته هاي يك عمر را تنها با نگاه وسكوت هميشگي اش به تو مي فهماند

  حال؛ من تنها پي اسم تو در ميان ترس و اين لذت منگ دست و پا مي زنم.

 

                                                          تقديم به کسي که نبودنش کابوس است



نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 12:50

|+|

http://eshghemanyalda.blogfa.com


  تقديم به او که حتي دوريش حس زندگي مي بخشد،کسي که تپش هاي قلبش

  فاصله ها رادر هم مي نورد و اوج زندگي را قلم مي زند.

  کسي که کلامش اهورايي است و سکوت تلخش از مهري شگرف خبر مي دهد.

  نگاهش به فروغ خداوندي شبيه است و نجابتش از خورشيد سر چشمه مي گيرد.

  باز از تو مي نويسم،تويي که چراغ زندگي را روشن نمودي و در قعر نا اميدي اوج 

  صفا را معني کردي.

   من از تو مي گويم:

   از نيلوفر وحشي،زنبق هاي وحشي،ياس کبود،اطلسي هاي سفيد،

  از تو غريب آشنا،از سينه اي چاک ،عشقي آتشين و پاک.

  نگو که با ياس هاي صورتي نسبتي نداري،با اقاقي ها همسايه نبودي و با آواي

  نم باران بر کوير حسرت دلم نباريدي و با دم مسيحايي بر کالبد بي روحم ندميدي.

  اي مقدس،اي دريايي،آبي بيکران وفا،اي مغرور سر فراز...

  من زيباترين کلماتم را در گلداني کاشته ام،هر شب با احساسم آبياري مي کنم و

  منتظرم تو بر گردي تا با هزارو يک عشق تقديمت کنم،پاک وبي ريا،ساده ولي زيبا

  پس بيادم باش و فراموشم مکن.

 

 حرف دل عاشق محمد



نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 12:31

|+|

http://eshghemanyalda.blogfa.com

 

  -:- ای دوست -:-

   می خواهم در پهنای لاجوردی نگاهت غرق شوم . فارق از همه چیز ، فارق از همه

   درد ، فارق از همه دنیا  .... می خواهم در دریای وجود تو غرق شوم . می خواهم

   شادی را که در چشمان زیبای تو خانه کرده برای ویرانۀ دلم به ارمغان بیاورم ، ای

  دوست

 

              

 

        -:-   حرف دل عاشق محمد  -:-

 



نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت 15:22

|+|

http://eshghemanyalda.blogfa.com


 


       آسمان گـــــــــریه نکن    
  

      می دانم همه کس را نباید به تو تشبیه کنم

      آسمان گـــــــــوش کن

من اگر می گویم که عزیزم ، عشقم چون توست

دست من نیست بگو چه کنم

دم نزن یا دل نه هم پس چه کنم

دل رسوا شده ام تو بگو من چه کنم

اگه امروز نگویم که نگاهت زیباست

 « محمد تنها معشوق من است که دل من اسیر دل اوست »

او به هیچ نخواهد پیوست

او حتی از منم خواهد گذشت 

 

       -:-   حرف دل عاشق محمد  -:-

 



نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت 15:3

|+|

http://eshghemanyalda.blogfa.com

 

      من از خدامه ...

             به من نگاه کن واسۀ یه لحظه             نگات به صدتا آسمون می ارزه    

             نگاه کنی رویاها رنگی میشن             ستاره ها به چه قشنگی می شن

             من از خدامه بکشم ناز تو                   تا بشنوم یه لحظه آوازتو 

             من از خدامه پیش تو بمونم               جواب حرفاتو خودم بخونم

 

          حرف دل عاشق محمد



نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت 14:45

|+|

http://eshghemanyalda.blogfa.com

*********** ***************** ********