(تعطیل شد) |
|
پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان ... نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 و ساعت 10:46 |+|
نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 4:26 |+|
محبوبم اشکهايت را پاک کن! زيرا عشقي که چشمان ما را گشوده و ما را خادم خويش ساخته موهبت صبوري و شکيبايي را نيز به ما ارزاني مي دارد. اشکهايت را پاک کن و آرام بگير. زيرا ما با عشق ميثاق بسته ايم و براي آن عشق است که رنج نداري، تلخي بي نوايي و درد جدايي را تاب مي آوريم
عاشق یلدا نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 3:29 |+|
تنها ترینم ... رو در و دیوار این شهر همش از تو یادگاره توی این کوچه ی تاریک منو تنها نمی زاره یاد حرفای قشنگت که تو قلبم لونه می کرد یاد دلتنگی چشمات که منو بهونه می کرد می زنه آتیش به جونم پس کجایی مهربونم آخه من ترانه هامو واسه ی کی پس بخونم دل من هواتو کرده آخ کجایی نازنینم کاشکی بودی و می دیدی بی تو من تنها ترینم توی این بازی که ساختیم من همه هستیمو باختم زیر پات گذاشتی آخر عشقی که من از تو ساختم اگه تو دوستم نداشتی از دلم خبر نداشتی دلت از سنگ شده انگار که منو تنها گذاشتی می زنه آتیش به جونم پس کجایی مهربونم آخه من ترانه هامو واسه ی کی پس بخونم دل من هواتو کرده آخ کجایی نازنینم کاشکی بودی و می دیدی بی تو من تنها ترینم می شینم منتظر اینجا تا تو برگردی دوباره تا بشینی پای حرفام بریم تا ماه و ستاره می دونم می یای یه روزی یه روزی که خیلی دیره یه روزی دل شکستم سر این کوچه می میره می زنه آتیش به جونم پس کجایی مهربونم آخه من ترانه هامو واسه ی کی پس بخونم دل من هواتو کرده آخ کجایی نازنینم کاشکی بودی و می دیدی بی تو من تنها ترینم نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ شنبه یازدهم فروردین 1386 و ساعت 11:24 |+|
|