(تعطیل شد) |
|
چه کردی با من.... چی کردی واسه من تو غیر آزار
چی گذاشتی از خودت تو غیر حرفات منو عاشق ندونستی منو از خودت بریدی بعد میگی که نامیدی تو منو کشتی و رفتی بعد میگی هواتو داشتم تو به من چیزی ندادی غیر آه و غم و غصه تو با من یکی نبودی تو ازم خیلیه دوری تو ازم دریغ می کردی تکیه گاه بودنم رو تو ازم چیزی نذاشتی جز یه تن خسته تو همش فکر فراری ...فرار از منو سکوتم فرار از این همه دردی که تو گذاشتی تو وجودم تو همش تو فکر اینی که یه روز منو ببینی که چه جور بی تو نشستم میریزم اشکهی خسته نوشته شده توسط هیچ کس تاریخ شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 20:26 |+|
|